Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «فرارو»
2024-05-02@07:51:33 GMT

زن ۲۶ساله: هر دو شوهرم به من خیانت کردند

تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۴۰۱ | کد خبر: ۳۷۲۷۸۸۴۰

زن ۲۶ساله: هر دو شوهرم به من خیانت کردند

زن جوانی با مراجعه به دایره مددکاری اجتماعی پلیس برای رهایی از مزاحمت‌های همسرش از ماموران قانون کمک خواست.

به گزارش خراسان، زن ۲۶ ساله که گویی کوله باری از غم را به دوش می‌کشید با بیان این که جوان مجرد فقط برای پول و ثروت با من ازدواج کرد که زنی مطلقه بودم درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گفت: آخرین فرزند یک خانواده شش نفره هستم، اما پدر معتادم زمانی که من فقط دو سال داشتم، مادرم را رها کرد و به دنبال سرنوشت خودش رفت و با زن دیگری ازدواج کرد، اما او هفت سال بعد از این ماجرا به دلیل ابتلا به سرطان ریه جان سپرد؛ چرا که از همان روز‌هایی که من به یاد دارم او هر سیگارش را با سیگار قبلی روشن می‌کرد و بالاخره همین زیاده روی‌ها در مصرف سیگار و مواد مخدر او را به سرطان مبتلا کرد.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

در این شرایط من نزد مادرم بودم، ولی او هم سه سال بعد از مرگ پدرم با جوانی ازدواج کرد که چند سال از خودش کوچک‌تر بود.

پدر خوانده ام تعمیرگاه موتورسیکلت داشت و اجازه نمی‌داد من به مدرسه بروم؛ چرا که ادعا می‌کرد توان پرداخت هزینه‌های تحصیل مرا ندارد. بالاخره من تا کلاس پنجم درس خواندم و در حالی که وارد سیزدهمین بهار عمرم شده بودم مرا پای سفره عقد نشاند تا با پسر یکی از دوستانش ازدواج کنم. من هم که هیچ شناخت و آگاهی از زندگی مشترک و ازدواج نداشتم بدون آن که خوشحال یا ناراحت شوم به عقد مسعود درآمدم.

در ۱۶ سالگی اولین فرزندم به دنیا آمد و من نام «ناهید» را بر او گذاشتم. مسعود در امور ساختمانی فعالیت داشت و به صورت پیمانکاری جوشکاری، نازک کاری و دیگر بخش‌های ساختمانی را اجاره می‌کرد، اما بعد از شش سال زندگی مشترک تازه فهمیدم که همسرم هیچ علاقه‌ای به من ندارد و با زنان غریبه معاشرت می‌کند.

خیانت‌های پی در پی مسعود مرا به طلاق وادار کرد و به همین دلیل حضانت «ناهید» را به او سپردم و جدا شدم. سپس سراغ دختر عمه ام رفتم که پدر و مادرش فوت کرده بودند و او به تنهایی زندگی می‌کرد. من هم زندگی در کنار دختر عمه ام را آغاز کردم و هزینه‌ها را نیز به طور مشترک می‌پرداختیم. در این مدت با کمک ناپدری ام مغازه‌ای را اجاره کردم و به فروش لوازم آرایشی و لباس زنانه روی آوردم.

اوضاع مالی‌ام روز به روز بهتر می‌شد تا این که یکی از دوستانم از جوان مجردی به نام «بابک» سخن گفت که هر روز مرا تعقیب می‌کرد. حتی شوهر دوستم نیز او را دیده بود که به طور پنهانی از مغازه تا منزل به دنبالم می‌آمد. چند روز بعد «بابک» در یک کوچه خلوت مقابلم ظاهر شد و خیلی مودبانه از من خواستگاری کرد. من هم شرایط گذشته و وضعیت فعلی ام را برایش توضیح دادم، او که در زمینه صنایع چوب (ام دی اف) فعالیت می‌کرد از من کوچک‌تر و جوانی مجرد بود!

خلاصه قرار شد «بابک» با خانواده اش صحبت کند؛ چرا که او تک پسر بود و خانواده اش آرزو‌های زیادی برایش داشتند. من هم از چند نفر درباره وضعیت اخلاقی و اجتماعی بابک تحقیق کردم؛ چرا که قصد داشتم این بار خودم همسرم را انتخاب کنم و عاشقانه به زندگی مشترک ادامه بدهم! بالاخره چهار ماه طول کشید تا او خانواده اش را به این ازدواج راضی کرد و من دوباره پای سفره عقد نشستم، اما یک هفته بعد از ازدواج، بابک دیگر سرکار نرفت و یک کافی شاپ راه اندازی کرد. حالا شب‌ها دیر به خانه می‌آمد و مشروب و مواد هم مصرف می‌کرد. تازه فهمیدم او نیز در کافی شاپ با زنان و دختران دیگر ارتباط دارد و فقط به دنبال هوسرانی است.

این بود که شش ماه بعد از بابک هم طلاق گرفتم؛ چرا که خودم درآمد خوبی داشتم و از اعتبار مالی هم در بازار برخوردار بودم و مخارج زندگی و حتی اجاره منزل را پرداخت می‌کردم. بعد از طلاق به منزل خاله ام رفتم تا تنها نباشم، ولی بابک مرا رها نمی‌کرد و همه آشنایان و اطرافیانم را برای عذرخواهی فرستاد. بالاخره با وساطت دیگران درحالی با بابک آشتی کردم که قرار شد او مشروب خوری و خیانت هایش را ترک کند و لوازم منزل را هم بخرد! اما او کافی شاپ را تعطیل کرد و تا بعدازظهر در خانه می‌خوابید.

با وجود این، پس از دریافت وام ازدواج، لوازم زندگی را با چک‌های من خریدیم تا زندگی مشترک را ادامه بدهیم، ولی متاسفانه همسرم به قماربازی روی آورد و همه دسترنج مرا در قمار می‌باخت. کار به جایی رسید که به خیلی از افراد بدهکار شد و شرخر‌ها به دنبالش بودند تا پول‌هایی را از او بگیرند که در قمار باخته بود. حالا که به گذشته می‌اندیشم تازه درمی یابم که بابک برای پول و ثروت با من ازدواج کرد و من هم برای اندکی محبت که خانواده و اطرافیانم از من دریغ کرده بودند.

با صدور دستوری از سوی سرگرد جواد یعقوبی (رئیس کلانتری طبرسی شمالی) اقدامات مشاوره‌ای و روان شناختی این ماجرا، توسط مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی آغاز شد.

منبع: فرارو

کلیدواژه: خیانت شوهر زندگی مشترک

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت fararu.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «فرارو» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۷۲۷۸۸۴۰ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

فراخوان ثبت نام جشن ازدواج نخبگان منتشر شد

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ،فراخوان ثبت نام جشن ازدواج نخبگان ویژه‌ی مستعدان و نخبگان به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در بنیاد ملی نخبگان منتشر شد.

مراسم جشن ازدواج نخبگان همزمان با عید سعید غدیر و با اجرای برنامه‌های متنوع فرهنگی و هنری برگزار می‌شود.

تاریخ عقد متقاضیان از فروردین ۱۴۰۱ به بعد در نظر گرفته شده و استفاده هر دو یا یکی از زوجین از تسهیلات بنیاد ملی نخبگان از جمله شروط ثبت نام در این فراخوان است.

علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت نام تا تاریخ ۲۰ اردیبهشت عدد ۲ را به سامانه پیامکی ۳۰۰۰۸۸۶ ارسال و یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۶۳۴۷۸۱۸۰-۰۲۱ تماس بگیرند.

دیگر خبرها

  • مراسم ازدواج خواهرزاده احمدی نژاد در استانبول + عکس
  • ازدواج خواهرزاده احمدی‌نژاد در ترکیه (+ عکس)
  • فیلم| حکم اعدام بابک زنجانی نقض شد
  • دغدغه رهبر انقلاب پیرامون فرزندآوری و ازدواج مجرّدان
  • طلاق به خاطر پیدا شدن روسری در خودروی همسر
  • افشای راز ازدواج دوم مرد میانسال بعد از مرگ
  • طلاق به‌خاطر پیدا شدن روسری در خودرو شوهر
  • زن جوان خطاب به قاضی:اول یک روسری در ماشین همسرم پیدا کردم؛بعدا هم دیدم از مهد کودک یک دختر را بغل کرد و برد/ حالا هم طلاق می خواهم
  • برپایی جشن ازدواج ۲۳ پاسدار در سردشت
  • فراخوان ثبت نام جشن ازدواج نخبگان منتشر شد